الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

128

تفسير مجمع البيان (فارسى)

و زمين نيست و اين رسم عرب است كه براى دور كردن مطلب و ابديت آن اين گونه سخن ميگويند مثلا كارى را كه هرگز نميخواهند انجام دهند ميگويند « لا افعل - ذلك ما اختلف الليل و النهار و ما دامت السماوات و الارض ، و ما نبت النبت ، و ما اطنت الإبل و ما اختلف الجرة و الدرة ، و ما ذرّ شارق » - تا شب و روز در گردش است و آسمان و زمين بر پا است ، و گياه ميرويد ، و شتر ناله مىكند ، و يا دهانش كف مىكند ، و يا آفتاب ميتابد من اين كار را نمىكنم - و يا امثال اين كنايات كه منظور انجام ندادن كار است براى هميشه ، منتهى چون به خيال خودشان اين چيزها قابل تغيير و تبديل نيست و هميشگى است با اين الفاظ ميگويند ، خداى سبحان نيز در اين آيه روى خرد و فهم آنها و محاورات كلام آنها اين گونه فرموده است . و عمرو بن معديكرب در همين باره گويد : و كل اخ مفارقة اخوه * لعمر ابيك الا الفرقدان « 1 » و زهير نيز گفته : الا لا أرى على الحوادث باقياً * و لا خالداً الا الجبال الرواسيا و الا السماء و النجوم و ربنا * و ايامنا معدودة و اللياليا « 2 » كه اشياء فوق را هميشگى و غير قابل زوال خيال كرده‌اند . و در معناى جملهء « إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ » نيز دانشمندان وجوهى گفته‌اند : 1 - استثناء در زيادى است يعنى زيادى عذاب در مورد دوزخيان و زيادى نعمت دربارهء بهشتيان ، و خلاصهء معنى اين است كه اشقياء در دوزخند و « زفير » و « شهيق » دارند بجز آن مقدار كه خدا بخواهد عذابشان را بيفزايد چنانچه شخص برفيقش بگويد « من يكهزار دينار از تو طلبكارم به غير از دو هزار دينارى كه در فلان روز به تو قرض دادم » كه در اينجا دو هزار دينار بيش از يكهزار است و زيادى هرگز از چيز اندك استثناء نمىشود ، و در حقيقت « الا » به معناى « سوى » است چنانچه گفته شود « ما كان معنا رجل الا زيد » كه

--> ( 1 ) - بجان پدرت سوگند كه هر برادرى از برادر خود جدا مىشود مگر ستاره‌هاى فرقدان . ( 2 ) - بدانكه حوادث روزگار دائم و هميشگى نيست مگر كوه‌هاى پا بر جا و آسمان و ستارگان و پروردگار ما و روزهاى معدود و شبها .